سرگذشت یک مازوخسیت

درباره ویدیو
  • تاریخ تولید : آبان 98

جان جان آریاز یک مستندساز آلمانی است، او در سفرش یه ایران، در روستایی نزدیک کاشان، با عزاداران حسینی مواجه می‌شود و مسیر زندگی‌اش تحت‌تأثیر این سوگواری، تغییر می‌کند.

آریاز در آن روستا فیلمی از این مناسک ‌می‌سازد با نام «قلب‌ها در ماتم»

من با سفرم به ایران و آشنایی با عاشورا و داستان امام حسین(ع)، با فرهنگ شیعه و تاریخ آن آشنا شدم. فکر می‏کنم امروز فقط کافی است ما فرقه‏ها و مذاهب اسلامی را بشناسیم؛ به همین سادگی! چون به‌گمانم تقریباً نود درصد مردم اروپا تفاوت بین شیعه و سنی را نمی‏دانند

من با این سفر ارتباط بهتری با تاریخ شیعه برقرار کرد‌م و تشیع به باورم بسیار زیبا و پرمعنا آمد. درون آن ارزش‏ها و آرمان‏هایی است که در  زندگی شخصی‌ام تجربه کرده‌ام و این تعارف نیست. الان فکر می‏کنم باید اسلام را بهتر بفهمیم و تفاوت بین شیعه و سنی را اندکی درک کنیم.

از ظاهر خاص این فرد این‌گونه استنباط می‌شود که هیچ دلبستگی و تعلقی به دین نداشته باشد، اما او برای ما، می‌گوید: «من همۀ مسیرهای مختلفی را که از دوران نوجوانی فکر می‌کردم هیجان یا معنویتی در آنهاست، رفته‌ام: با قبایل آمازون بودم و گوش‌هایم را بریدند و در آن حلقه انداختند؛ به جریان‌های گنوسی مسیحی روی آوردم؛ بی‌خدا شدم؛ با خدا شدم. من نمونه‌ای از انسانی هستم که سرگشته‌ام و در این سرگشتگی،  در نقطه‌ای در نزدیکی کاشان،  ناگهان متوجه جمعی شدم که در رابطه با داستانی که متعلق به چند قرن پیش است، پر از احساسات هستند.

او در جستجوی این گمشدۀ خود، در ایام عاشورا برای عزاداری به شهرهای شیعۀنشین دیگر ازجمله در بحرین نیز سفر می‌کند

برای من داستان زندگی امام حسین (ع) و حماسه‌ای که آفرید، نشان‌دهندۀ عشق است و ازخودگذشتگی تمام و من فکر می‏کنم در وضعیت امروز، اینها ارزش‏هایی هستند که باید دوباره در جامعه جلوه کنند و ما باید آنها را دوباره در زندگیمان به کار بندیم. باید این موارد را درک و در وجود خودمان نهادینه کنیم. آنچه من از این حماسه یاد گرفته‏ام و تصویری که از واقعۀ عاشورا و داستان آن در ذهنم دارم، تجربه‌ای است که در ایران کسب کردم و آن مفهوم سادۀ «پذیرش» است؛ اینکه بفهمیم تفاوت‏هایی وجود دارند و یاد بگیریم آنها را بپذیریم و دیگران و تفاوت‏هایمان با آنها را در نظر داشته باشیم. این پیامی جهانی است و من آنچه از عاشورا آموخته‌ام همین است.

 برای او این معنا مهم بود که چگونه فداکاری شخصی توانسته مانع از سقوط اخلاق در عصر خودش شود و با این پرسش هم روبه‌رو بود که چرا در دنیای او نمونه‌هایی این‌چنین نیست تا او و نسل او را نجات دهد.

من فقط می‏خواهم اینجا دربارۀ تجربۀ خودم از ایران و عاشورا صحبت کنم و تأثیری که این سفر و داستان این واقعه بر من داشت و اینکه چگونه طی این سفر، در جامعۀ شیعیان پذیرفته شدم؛ آن هم با عشقی فراوان. این سطح تحمل و پذیرش تفاوت‏ها برای من جالب بود. من خیلی نسبت به آدم‌های معمولی در اینجا (به‌لحاظ خالکوبی فراوان بر بدن) متفاوتم، حالا تصور کنید در ایران چقدر به‌لحاظ چهره متفاوت بودم؛ ولی مردم فقط و فقط با مهربانی و محبت با من رفتار می‏کردند. از من پذیرایی می‏کردند، به خانه‏هایشان دعوت می‏شدم، با آنها غذا می‏خوردم و در مراسم عاشورای آنها شرکت می‏کردم و آنها به این کاری نداشتند که من چه دینی دارم و چه دیدگاهی. دعوت به مراسم بزرگداشت امام حسین (ع)، دعوت‌ به تنوع فرهنگی بود و می‏خواستند با این دعوت، پیامشان را در سطح جهانی منتقل کنند و این تجربۀ بزرگی برای من است.

نریشن

او در حاشیۀ مصاحبه‌اش، از تیم فطرس‌مدیا درخواست می‌کند به او کمک کند برای اربعین به کربلا سفر کند و با مشارکت فطرس‌مدیا، مستندی از این موضوع تولید کند، اما متأسفانه جان جان آریاز دچار سرطانی حاد شد و چندین ماه با این بیماری دست‌و‌پنجه نرم ‌کرد و درنهایت، در حالی‌که سربند یاحسین را بالای تخت خود در بیمارستان آویخته بود، در پنجم آوریل سال ۲۰۱۷ از دنیا رفت

زحمات این اثر به روح او هدیه می‌شود

پروژه‌های حمایت

۷۷ روز باقی مانده

۵۴% حمایت جذب شده

به اتمام رسیده

0% حمایت جذب شده

سرمایه گذاری شده

۷۷ روز باقی مانده

۵۴% حمایت جذب شده

76 روز باقی مانده

0% حمایت جذب شده

۷۷ روز باقی مانده

۵۴% حمایت جذب شده

80 روز باقی مانده

0% حمایت جذب شده